السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

167

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

إذ لا معنى لتحقّق النسبة الرابطة بين الشيء و نفسه . الرابع : أنّ العدم لا يتحقّق منه رابط ؛ إذ لا شيئيّة له و لا تميّز فيه . و لازمه أنّ القضايا

--> است ، اگرچه در اين موارد نيز در ذهن ميان موضوع و محمول ، وجود رابط برقرار است و ميان آن دو پيوند مىدهد . شاهد اين مطلب ، آن است كه در كتاب بداية الحكمة ( مرحلهء سوم ، فصل اول ) مؤلف بدين مطلب تصريح كرده ، مىفرمايد : « انّ الرابط انّما يتحقق فى مطابق الهليات المركبة ، الّتى تتضمّن ثبوت شىء لشىء ، و امّا الهليات البسيطة ، التى لا تتضمن الّا ثبوت الشىء و هو ثبوت موضوعها ، فلا رابط فى مطابقها . » ( 1 ) . مقصود از « عدم رابط » دو چيز مىتواند باشد : الف : نبودن رابط ، يعنى عدم وجود رابط . ب : عدمى كه رابط است ، يعنى العدم الرابط . پر واضح است كه عدم رابط به معناى دوم امرى محال است و از باب كوسه و ريش پهن مىباشد ، زيرا رابط يعنى چيزى كه ميان دو چيز ديگر ربط و پيوند مىدهد و موجب اتحاد آن دو مىگردد ، و عدم لا شىء است ، و هيچ شيئيت و ثبوتى ندارد . پس « عدمى كه رابط باشد » نداريم ، و نمىتوانيم داشته باشيم . و امّا عدم رابط به معناى نخست ، امرى ممكن و محقق است ، همان‌گونه كه عدم بينايى و عدم شنوايى تحقق دارد . يعنى در جايى كه وجود رابط نيست ، همين نبودن وجود رابط ، برحسب اعتبار ذهنى ، ثبوت و تحقق عدم رابط است . و به اين اعتبار ، مىتوان گفت در قضيهء سالبه ، هم به لحاظ خود قضيه و هم به لحاظ مطابق خارجى آن ، « عدم رابط » محقق است ، و البته تحقق داشتن عدم رابط ، تعبيرى است مجازى و بالعرض از تحقق نداشتن وجود رابط . و امّا دربارهء قضاياى موجبهء معدوله ، مانند « زيد معدوم است » يا « حسن كور است » ، بايد ميان